• دوشنبه ۲۴ دی ماه، ۱۳۹۷ - ۰۸:۵۲
  • دسته بندی : سیاسی
  • کد خبر : 9710-2492-5
  • خبرنگار : 68013
  • منبع خبر : گزارش

/زندگی به سبک شهدا/

شهیدی که اخلاقش موجب اتحاد اهل تسنن و تشیع شده بود

اخلاق خوب شهید محمد جعفری، فرمانده سازمان پیشمرگان مسلمان کرد شاخه دهگلان باعث شده بود که اتحاد و هم‌بستگی خوبی میان برادران اهل تسنن و تشیع شکل بگیرد اتحادی که به نفع نظام نوپای جمهوری اسلامی و به ضرر گروهک‌های ضدانقلاب تمام شد.

به گزارش ایسنا، منطقه کردستان، شهید محمدجعفری معروف به (حه‌مه رابی) در سال 1333 در شهرستان دهگلان که در آن زمان یکی از بخش‌های بزرگ شهرستان قروه بود، دیده به جهان گشود. تا اواسط مقطع ابتدایی به تحصیل ادامه داد . در همان سال بود که با نهضت چشمگیر حضرت امام (ره) آشنا شد و به جمع عاشقان آن رهبر فرزانه پیوست. پس از پیروزی شکوهمندانه انقلاب اسلامی و پیدایش گروهک های ضدانقلاب در منطقه دهگلان، به مبارزه قاطعانه با آنان برخواست .

در سال 58 به عضویت سازمان پیشمرگان مسلمان کُرد شاخه دهگلان درآمد. این سازمان در پی صدور فرمان تاریخی حضرت امام (ره) مبنی بر ایستادگی در مقابل گروهک های ضد انقلاب در سال 1358 تشکیل شد. به گونه ای که عده زیادی از مردان غیور کرد به صورت داوطلب سلاح در دست گرفتند و با عزم قاطع و استوار به مقابله با ضدانقلاب پرداختند. این سازمان وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود و بیشتر به جذب نیروهای بومی همت می گماشت .

بی نهایت ساده و بی تکبر بود؛ اخلاص عجیبی داشت؛ می شد خلوص و سادگی را در اعمال و رفتار او به وضوح مشاهده کرد. دلسوز بود. در آنچه که به او محول می شد خیانتی روا نمی دید. خود را وقف انقلاب و اهداف نظام می دانست و از مبارزه با دشمنان اسلام و قرآن لذت می برد .

گروهک‌های ضد انقلاب از دست او به ستوه آمده بودند و می‌خواستند به هر طریقی او را از سر راه خود بردارند و چون در این راستا موفق نمی شدند خانواده او را مورد آزار قرار می دادند؛ به طوری که او به خاطر آن که بتواند با خیال آسوده به مبارزه با آن اشرار پلید بپردازد، خانواده خود را از دهگلان به قروه انتقال داد .

نیروهای ضد انقلاب به حدی با او عداوت و دشمنی داشتند که او را بسیار ناجوانمردانه به شهادت رساندند و بدنش را تکه تکه کردند. از این اسناد محکم و معتبر که بتواند شقاوت و سنگدلی آن بی رحمان خود فروخته را به اثبات برساند، بسیار است .

شهید محمد جعفری نماز را وسیله‌ای برای رسیدن به شهادت می دانست و همیشه در نماز خاضعانه از خداوند می خواست که شرف شهادت را نصیب او کند. روزه داری بود که با لذت یک پیروزی و خستگی طاقت فرسای مبارزه با اشرار، افطار می کرد و در فرجام زندگی دنیایی خود هم، با گلوله و خون افطار ساخت که بهترین نوع روزه گشادن است.

او بسیار صبور و شکیبا بود. از سختی مبارزه و جهاد احساس و ملالت نمی کرد. قلبی صاف و مهربان داشت. در وجودش کینه و عداوت نبود. همیشه می خواست که دیگران را از کار های بد باز دارد و به سوی کارهای حسنه سوق دهد. بی ادعا بود و در برابر آن همه رنج و مشقتی که متحمل می شد، توقعی نداشت. خیر خواه دیگران بود و آنها را مورد راهنمایی و ارشاد قرار می داد .

اخلاق خوب فرمانده سازمان پیشمرگان مسلمان کُرد شاخه دهگلان باعث شده بود که اتحاد و هم‌بستگی خوبی میان برادران اهل تسنن و تشیع شکل بگیرد اتحادی که به نفع نظام نوپای جمهوری اسلامی و به ضرر گروهک‌های ضدانقلاب تمام شد .

بعد از تشکیل سازمان پیشمرگان مسلمان کرد شاخه دهگلان، شهید محمد جعفری معروف به حمه رابی فرماندهی این سازمان را بر عهده گرفت. شهید جعفری از جمله جوانان انقلابی دهگلان بود که قبل از پیروزی انقلاب اسلامی با چهره های مذهبی و انقلابی کردستان ارتباط خوب و مناسبی داشت .

بعد از استقرار گروهک های ضدانقلاب در شهرها و روستاهای استان کردستان و مهاجرت نیروهای ارزشی به استان کرمانشاه، شهید جعفری نیز به همراه مادر، برادر و تعدادی دیگر از جوانان انقلابی دهگلان راهی کرمانشاه شد و تا زمان تأسیس سازمان پیشمرگان مسلمان کُرد و پاکسازی کردستان در کنار مهاجران ایستادگی کرد و بعد از آغاز پاکسازی کردستان راهی شهرستان دهگلان شد و مسئولیت سازمان پیشمرگان مسلمان کرد دهگلان را عهده دار شد.

شهید جعفری یک رزمنده بی ادعا بود. با اینکه مسئولیت سازمان پیشمرگان مسلمان کرد شاخه دهگلان را عهده دار بود، اما هم چون یک برادر با نیروهای تحت امرش برخورد می کرد و نیروها نیز به چشم برادر بزرگتر به ایشان نگاه می کردند و احترام ویژه ای برای ایشان قابل بودند.

منزل مادری شهید جعفری بخشی از سازمان پیشمرگان مسلمان کُرد شاخه دهگلان شده بود و نیروهای سازمان همواره برای انجام کارهای سازمان به خانه مادری شهید جعفری مراجعه می کردند. البته مادر شهید جعفری ـ رابعه خانم ـ خودشان نیز یکی از اعضای سازمان محسوب می شدند. ایشان در بیشتر لحظات در کنار نیروها بودند و هم چون یک مادر که کارهای فرزندانش را انجام می دهد، کارهای مربوط به رزمندگان را انجام می دادند؛ رابعه خانم از پخت و پز گرفته تا شستن لباس رزمندگان و حتی نگهبانی دادن کمک کار نیروهای سپاه اسلام بودند .

شهید جعفری بخش قابل توجهی از حقوق دریافتی اش را به فقرا و مستمندان شهر و دیارش اختصاص می داد. وی هر وقت حقوقش را دریافت می کرد، مقداری را به همسر و مادرش و مقداری را هم نزد خودش نگاه می داشت و باقی حقوقش را میان فقرا تقسیم می کرد .

شهید جعفری روزی که از دهگلان خارج شد و به کرمانشاه مهاجرت کرد، همه زندگی اش را به امان خدا رها کرد و به اتفاق مادر، همسر و برادرش و با دستان خالی به کرمانشاه رفت، اما زمانی که به دهگلان بازگشت و بر اوضاع و احوال منطقه دهگلان مسلط شد، با آغوش باز از مردم و توابین پذیرایی کرد. ایشان فریب خوردگان گروهک های ضد انقلاب را با جان و دل پذیرفت و یک بار دیگر اتحاد و هم بستگی را به مردم منطقه هدیه کرد .

او یکی از شجاع‌ترین، با اخلاق‌ترین و متفکرترین نیروهای عملیاتی منطقه محسوب می‌شد. شجاعت شهید جعفری همواره در میان رزمندگان سپاه اسلام قابل تحسین بود. هرگاه خبری به دست ما می‌رسید و یا نیروهای ضد انقلاب در منطقه دیده می شدند، شهید جعفری با وجود اینکه مسئول سازمان بود، اولین نفری بود که به مطقه اعزام می شد و در این راه هراسی به دل راه نمی داد .

در اوایل استقرار سازمان پیشمرگان مسلمان کُرد در دهگلان، رزمندگان بسیاری از شهرستان قروه و بخش سریش آباد در دهگلان خدمت می‌کردند. دوستی و برادری غیر قابل وصفی میان شهید جعفری و رزمندگان سریش آبادی وجود داشت.

روابط خوب و برادرانه شهید جعفری با شهیدان یدالله حاجیان و جعفر طالبی و بسیاری از رزمندگان دیگر باعث شده بود که اتحاد و هم بستگی خوبی میان برادران اهل تسنن و اهل تشیع شکل بگیرد. برادری و برابری که به نفع نظام نوپای جمهوری اسلامی و به ضرر گروهک های ضد انقلاب تمام می شد .

شهید جعفری فتح هر قله و ارتفاعی که از همه بلندتر بود را بر عهده می گرفت. انجام کارهای سخت بر عهده ایشان بود و وی با عشق و علاقه کارهای سخت را به سرانجام می رساند. نیروهایی که در کنار شهید جعفری خدمت می کردند، وقتی با اخلاص و بی ریایی او روبرو می شدند، ایشان را الگوی خود قرار می دادند .

پس از مدتی به خاطر شایستگی و لیاقتی که از خود نشان داد به فرماندهی آن سازمان منصوب شد. در تاریخ هشتم مردادماه سال 59، هنگامی که به منظور بازدید از محور موچش - بلبان آباد رفته بود در روستایی به نام «هوار پان» در کمین نیروهای ضد انقلاب افتاد و همراه دو نفر از همرزمان دلاور خود به شهادت رسید. از شهید جعفری یک فرزند پسر و یک فرزند دختر به یادگار مانده است.

 


انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: