• شنبه ۲۲ اردیبهشت ماه، ۱۳۹۷ - ۱۵:۴۶
  • دسته بندی : فرهنگی و هنری
  • کد خبر : 972-3894-5
  • منبع خبر : گزارش
  • چاپ

/معرفی زنان مفاخر کرد/

حسن جهان خانم، بانویی که لباس رزم پوشید

در دورۀ قاجاریه نشان از زنانی که بر مسند حکومت تکیه زده باشند دیده نمی شود، تنها نمونه «حسن جهان خانم» ملقب به والیه است.

به گزارش خبرگزاری ایسنا، منطقه کردستان «حسن جهان خانم» یکی از دختران فتحعلی‌شاه قاجار بود که مدتی حکومت کردستان را با اقتدار بر عهده داشت.

حسن جهان خانم دختر بیست و یکم فتحعلی‌شاه قاجار، فرزند فاطمه معروف به سنبل باجی خانم از زنان محبوب و محترم دربار خاقان بود. عضدالدوله در تاریخ عضدی در وصف حسن جهان خانم می نویسد: «... در صباحت منظر و لطف خاطر و سماحت بنان و فصاحت بیان نظیرش بسیار کم است...» او از دختران نزدیک به شاه بود و همیشه در مراسم جمعه سلام‌های پدر حضور و اجازه نشستن داشت.

امان‌الله خان اردلان در سال 1230 ق پس از سرکوب آشوب های داخلی کردستان و تثبیت قدرت در منطقه برای وصلت با خاندان سلطنت با هدایت و تحف بسیار راهی دربار فتحعلی‌شاه در تهران شد. او حسن جهان خانم را برای خسرو خان پسر خود خواستگاری کرد و فتحعلی شاه نیز به تقاضای امان‌الله خان پاسخ مثبت داد.

نویسندۀ تاریخ عضدی به نقل از امان الله خان اردلان دلایل خواستگاری از دختر شاه را چنین ذکر کرده است: «... می خواهم به واسطۀ یک نوع بستگی مخصوص به شاهنشاه ایران دست مجاورین و همسایگان به دامن ملک موروث و موقع فرمانگذاری من دراز نشود.»

دو سال بعد امان‌الله خان اردلان پس از تدارک جشن عروسی برای بردن عروس خود به همراه بزرگان و بستگان خود راهی تهران شد و پس از یک ماه جشن و سرور حسن جهان خانم به کردستان رفت.

دربارۀ هزینه های این عروسی نیز صحبت بسیار است. در کتاب تاریخ اردلان نویسنده ذکر کرده است: «در این عروسی مبلغ یکصد هزار تومان صرف صرف اسباب و آلات و مایحتاج امر خیر شده، از آن جمله چهل هزار تومان بابت زینت و زیور و جواهر»

خسروخان اردلان چندان به دختر شاه وفادار نبود و بعد از گذشت چهار سال با دختر دایی خود، ماه شرف خانم معروف به مستوره کردستانی، ازدواج کرد. حسن جهان خانم نارضایتی و اندوه خود را از این اقدام چنین بیان کرد: «والیه» یار به اغیار چویار است و ندیم روبسوز از غم و با داغ دل خویش بساز.

و باری دیگر سرود: وصال توست نصیب رقبل و من ز فراقت چرا زغصه ننالم چرا ازغم نخروشم.

با فوت امان الله خان در سال 1240 خسروخان به حکومت کردستان منصوب شد و ده سال بعد بر اثر بیماری طاعوت در سال 1250 قمری فوت کرد. حاصل زندگی مشترک حسن جهان خانم و خسرو خان اردلان ش فرزند به نام های رضاقلی خان، اردلان خان معروف به غلامشاه خان، خان احمد خان، خانم خانم ها، عادله سلطان و آغه خانم بود.

پس از خسرو خان حکومت کردستان به پسر ارشدش، رضاقلی خان رسید و چون پسری ده ساله بود مادرش، حسن جهان خانم، تمام امور حکومت را در دست گرفت. از طرفی نیز با شنیدن خبر فوت خسروخان، اردشیرمیرزا پسر عباس میرزا قاجار برای استیلا به کردستان از گروه به سنندج لشکرکشب کرد. ولی حسن جهان خانم که هنوز چهره از گرد ماتم شوهر نشسته بود، مردانه سپاه اردلان را فراهم آورده و خود نیز به میدان جنگ رفت، اردشیر میرزا که دید سپاه مقابل را زنی فرماندهی می کند، پیروزی و شکست را بی آبرویی و بدنامی برای خود می دانست و از این رو با خواستگاری کردن از دختر والیه (خانم خانمها) جنگ را تبدیل به جشن کرد. از طریق دیگر والیه از طوبی خانم خواهر محمدشاه و اردشیر میرزا برای رضاقلی خان خواستگاری کرد و در سال 1252 ق عروس را به کردستان آوردند این چنین او پیوند خود را با دربار محکم تر کرد.

والیه حدود ده سال با قدرت حکومت کرد، ولی بعدها بین عروس و مادرشوهر یا عمه و برادرزاده درگیری و اختلاف به وجود آمد که بالاخره منجر به برکناری رضاقلی میرزا و برمسند نشستن برادرش امان الله خان ثانی (غلامشاه) شد. تا مدتها این اختلاف بین برادران ادامه داشت که هر بار یکی از انان به حکومت می رسید و دیگری عزل می شد و در برخی از این اختلافات نقش والیه به خوبی دیده می شود. شرح مفصل این وقایع در کتاب تاریخ مردوخ و تاریخ اردلان آمده است.

حسن جهان خانم در اواخر عمر به زیارت انه خدا مشرف شد و سال 1278 ق در دورۀ سلطنت ناصرالدین شاه درگذشت. حسن جهان خانم از شاعران به نام دورۀ قاجار است او دیوان شعری با حدود ششصد الی هفصد بیت شعر داشت و مجموعه ای تحت عنوان «بساط نشاط» نیز به او منصوب است. چند شعر از حسن جهان خانم که تخلص به والیه می کرد نیز در اینجا ذکر می شود:

یار ستمکار جفا می کند عاشق بیچاره وفا می کند/ شورش سودای رخت ای صنم در سر شوریده چها می کند

زحمت بیهوده مکش ای طبیب درد مرا دوست دوا می کند/ گردش ایام و جفای رقیب بی جهتم از تو جدا می کند

مستحق ناوک نازت منم بخت بدم بین که خطا می کند / از شکن زلف تو هر دم صبا صد دل دیوانه رها می کند

ناز تو دانی چکند با دلم آنچه به زلف تو صبا می کند/ والیه گر گشت گدایت چه غم عشق بسی شاه گدا می کند.

منابع: تاریخ عضدی، نوشته میرزا احمدخان عضدالدوله با تحصحیح دکتر عبدالحسین نوایی؛ تاریخ مردوخ نوشته شیخ محمد مردوخ کردستانی؛ تاریخ اردلان نوشته ماه شرف خانم مستوره

تهیه و تنظیم: جمیله معظمیآبرویی



انتهای پیام